راوی ميگويد : يكروز باحضرت رسول اللّه (ص)به طرفكوههاى مدينه مى رفتيم ، داخل بيايانى شديم ، آن حضرت به من اشاره فرمودند، نزديكحضرت شدم .
حضرت ، پرنده كورى را بمن نشان دادند كه در ميان شاخه درختى بود ومنقارش را به هم مى زد.
حضرت رسول (ص)فرمود:
متوجه مى شوى كه اين پرنده چه مى گويد؟
گفتم : نه ، يا رسول اللّه !
حضرت فرمودند: مى گويد:
اللّهُمَّ اَنْتَ الْعَدْلُالَّذى لا يَجُورُ، حَجَبْتَ عَنّى بَصَرى وَ قَدْ جِعْتُ فَاطْعِمْنى
يعنى : خدا يا تو عادل هستى و ظلم نمى كنى ، چشم من كور است من گرسنهشده ام پس مرا طعام بده .
در اين لحظه ملخى آمد و وارد دهان او شد، و آن پرندهدهانش را بست . حضرت فرمودند:
مى فهمى چه مى گويد؟
گفتم : نه ، يا رسول اللّه !
حضرت فرمودند: مى گويد:
مَنْ تَوَكّلَ عَلَى اللّهِكَفاهُ وَ مَن ذَكَرَهُ لا يَنْساه .
يعنى : كسى كه بر خدا توكل كندخداوند متعال او را كفايت فرمايد و كسى كه خدا را ياد كند، خداوند او را فراموش نمىكند


LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول
